خرید بک لینک
دلم آرامشی میخواهد که بند هیچ چیز نباشد. حتی بند وجود خودم...

دلم راهی میخواهد که ماسه هایش زیر پایم گرم و محکم باشد. درخشان زیر مهتاب یقین....

دلم فراغت میخواهد. فراغتی بزرگ و بی پروا...

دلم....

برچسب: name,meaning,m,gif,and justice for all,definition,meme,,l,baby one more time, نویسنده: نگین رحیمی تاريخ: چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت: 12:52

بر خلاف خیلی از آدمxadهای دیگر، وقتی حالم خوب است دنبال رنگ و لباس قشنگ و رسیدگی و نازکشی از خودم نیستم. دست میxadکنم توی کمد و راحت ترین لباس را برمیدارم. حتی اگر آنقدر کهنه باشد که خیلی ها حاضر نباشند چنین لباسی بپوشند. وقتی حالم خوب است، وقتی تنها هستم برای خودم میز نمیچینم برای ناهار. سرپایی سر قابلمه غذایم را میxadخورم و میگویم دردسرش کم است. ظرف کثیف نمیکنم. وقتی حالم خوب است بر خلاف خیلی از آدمها برای خودم و دل خودم خرید نمیکنم. پیش خودم میگویم باید پولهایم را جمع کنم. برای کی؟ برای فردا. چون فردا هنوز هست. چون به فردا امید دارم. فردایی که موقعیتی خاص برا

برچسب: حال خوب حال بد,کتاب حال خوب,حال بد,حال خوب به حال بد,دانلود کتاب حال خوب حال بد,از حال خوب به حال بد,از حال خوب به حال بد دانلود کتاب,از حال خوب به حال بد دیوید برنز,كتاب از حال خوب به حال بد,کتاب از حال خوب تا حال بد,دانلود از حال خوب به حال بد, نویسنده: نگین رحیمی تاريخ: چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت: 12:52

آخرین روز آخرین ماه سال است.

مینویسم به پاس امروز، به یاد دیروز و به امید فردا.

ای کاش خوشدل باشیم و خدا از آن بالا نگاهمان کند.

دعا میکنم جهان پر از صلح، و دل آدمها پر از انصاف و عشق باشد.

برچسب: نویسنده: نگین رحیمی تاريخ: چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت: 12:52

کسی که برای رویاهاش میجنگه خودش رو دوست داره

کسی که برای رویاهاش بیش از حد لازم نمیجنگه خودش رو بیشتر دوست داره

به قول حافظ: دولت آن است که بی خون دل آید به کنار...

برچسب: دولت آنست که بی خون دل,کتاب دولت بی خون دل, نویسنده: نگین رحیمی تاريخ: چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت: 12:52

بچه که بودیم شعارش این بود که آدم نباید وقت تلف کند و باید دائم درس بخواند و کار کند. حتی اگر تمام مشقهایمان را هم نوشته بودیم و درسهای فردا را هم دوره کرده بودیم نمیتوانستیم با خیال راحت بنشینیم و تلویزیون ببینیم. تا طرف تلویزیون میرفتیم میگفت کتابت را بیاور ازت درس بپرسم ببینم بلدی؟ حتی ظهر های جمعه هم باید تمرین ریاضی و رسم هندسه تمرین میکردیم. دلمان برای کارتون های پسر شجاع و ممول و چوبین پر میزد ولی باید تسلیم میشدیم. میگفت اصولن تلویزیون دیدن کار بیهوده و وقت تلف کردن است. حالا خیلی از آن روزها گذشته. از بچگی های اخته شده ی ما و نخ های بریده شده ی

برچسب: خیانت,خیانت به انگلیسی,خیانت زن به شوهر,خیانت به همسر,خیانت زن شوهردار,خیانت به شوهر,خیانت به شوهر به انگلیسی,خیانت همسر,خیانت زنان شوهردار,خیانت به شوهرم, نویسنده: نگین رحیمی تاريخ: چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت: 12:52

هندزفری توی گوشم بود و سلانه سلانه زیر سایه ی درختان پیاده رو را گز میکردم و به سوی محل قرار کاری ام میرفتم. زن میانسال چادری ای با یک کیسه زیر بغل از روبرو آمد. پای یکی از چشمانش کبود بود. چهره ی رنج کشیده ای داشت. به طرفم آمد و اشاره کرد هندزفری ام را از گوشم در بیاورم. خیلی مودبانه خواهش کرد که اگر امکان دارد یکی از آهنرباهای تزیینی اش را بخرم. من به گدایی و دستفروشی همیشه حساس بودم. هیچ وقت به این حرفها و نقش بازی کردن ها و انواع و اقسام روشهای مدرن و پست مدرن گدایی اهمیت نمیدهم. گفتم خیلی ممنون، لازم ندارم. زن سرش را پایین انداخت و گفت پس ببخشید. راهش را

برچسب: دستان آسمانی,دستان آسمان,دستان رو به آسمان, نویسنده: نگین رحیمی تاريخ: چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت: 12:52

مهربانی کم شده. طاقتها کمتر. لطفها کیمیاتر. میخواهم کاری بکنم و مثل فروغ دستم را به پوست کشیده ی شب بکشم. میخواهم به جای نفرین تاریکی، شمعی روشن کنم. کافیست پوسته ی کلمه و شعار را بشکافم و به هسته ی معنا و عمل برسم. میخواهم روزی چند رکعت مهربانی و لطف به جا بیاورم. در حق خودم، خانواده ام، دوستانم و مردمم. کسی هست که بخواهد با من تمرین کند؟ من راهی این سفر شبانه ام. بانگ جرس را نواخته اند. کسی بیاید یا نیاید کاروان راه بیابان را در پیش میگیرد. و منم آن تنها مسافر شب. منم آن تنها مخاطب بادهای زمین...

برچسب: مشق مهربانی دل,مشق مهربانی,طرح مشق مهربانی, نویسنده: نگین رحیمی تاريخ: چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت: 12:52

صفحه بندی